آموزش ضمن خدمت
مقدمه
سازمانها و نهادهاي مختلف هر جامعه اي عموماً بر اساس نيازهاي معيني شكل مي گيرند و توسعه مي يابند . از اين رو اهداف هر مؤسسه اي معمولاً نشانه نياز يا نيازهاي ويژه اي است كه براي ادامه حيات اجتماعي ضروري اند و تا زماني كه نيازهاي مزبور باقي باشند ، سازمانها نيز به حيات خود ادامه مي دهند . و از طريق فعاليتهاي خود ، در راستاي بر طرف كردن اين نيازها گام بر مي دارد .
بررسي سير شكل گيري تحول سازمانهاي بشري ، نشان مي دهد كه در گذشته به علت سادگي جوامع و فناوري محدوده ساختار و كاركرد و سازمانها نيز عموماً ساده و ابتدايي بوده است . به همين دليل هر فرد مي تواند ظرف مدت كوتاهي از طريق كارآموزي يا آموزشهاي استاد – شاگردي براي مشاغل خاص آماده شود .
با اين همه به علت تغيير و تحول در ابعاد مختلف زندگي بشري ، بخصوص پس از انقلاب صنعتي كه چهره ي ويژه اي به مشاغل و حرف بخشيد ، آموزش استاد – شاگردي توانايي خود را براي آماده سازي افراد جهت تصدي مشاغل مختلف از دست داد .
در حال حاضر نيز آموزش ضمن خدمت كاركنان در سازمانهاي مختلف از جايگاه خاصي برخوردار است ، زيرا در چند دهه ي اخير ، بيش از هر دوران ديگر در طول تاريخ بشري ، علوم و فناوري پيشرفت نموده است . اين تحول و دگرگوني به حدي است كه عصر حاضر را عصر نيم عمر اطلاعات[1] ناميده اند . يعني دوراني كه در هر چند سال ، نيمي از اطلاعات بشري منسوخ شده ، اطلاعات جديد ، جايگزين آن
مي شود .
در دنياي معاصر ، بيش از هر زمان ديگر ، بقا و دوام سازمانها در گرو تعادل بين روشهاي اجراي كار در سازمان با تغييرات و تحولات و نوآوريهاي فراسازماني است . در اين ميان ،شايد از جمله مسائلي كه اكثر صاحبنظران مديريت و برنامه ريزي آموزشي در خصوص آن توافق دارند . در هر كشور ، سازمانهاي مختلف با خدمات گوناگون وجود دارند كه فلسفه اصلي و وجودي اين نهادها در جامعه اين است كه هر نهادي به ارائه خدمت خاصي مي پردازد تا جوابگوي جزئي از احتياجات و خواسته هاي انساني باشد . يكي از اين سازمانها كه ضرورت وجودي آن در طول تاريخ در هر كشوري با هر دين و مسلكي اثبات شده ، نهاد آموزش و پروش است .
اين سازمان ، جوابگوي نيازهاي فكري ، تربيتي و آموزش و فرهنگي انسان است تا زمينه هاي مساعد رشد و تكامل انسان فراهم شود . در اين بي يكي از اساسي ترين عناصر سازماني وجود «معلم» است كه با توجه به شخصيت علمي و اجتماعي و فرهنگي خاص خود با تماميت وجودي خود با كودكان و نوجوانان برخور د مي كند و زمينه ترقي ، رشد و آمادگي آنان را فراهم مي سازد .
در اين بين آموزش ضمن خدمت با توجه به نقش سازماني و فني خود به ايفاي نقش می پردازد و نمود پيدا مي كند ، بر اين اساس ، اين سوال محوري مطرح مي شود كه به چه دلايلي آموزش ضمن خدمت در نظام آموزش و پرورش مطرح بوده و از اهميت ويژه اي برخوردار است . (سليمانپور ، 1381 ، : 66-65 )
نهفته بودن كليد اصلي اين تعادل در استفاده از ساز و كار موثر آموزش ضمن خدمت كاركنان است . اهميت و ضرورت اين تعادل و همسويي و نيز درك ضرورت آموزش كاركنان و نقش آن در بهبود عملكرد و دستيابي به اهداف ، منجر به آن شده است كه امروزه كمتر سازمان يا نهادي را مي توان يافت كه داراي بخش ويژه اي تحت عنوان « آموزش ضمن خدمت كاركنان » نباشد و در آن برنامه ريزي آموزش كاركنان به يكي از دلمشغوليهاي مديريت تبديل نشده باشد .
(فتحي و اجارگاه ، 1385 : 2-1)
مفهوم آموزش ضمن خدمت كاركنان [2]
از آنجا كه اين امر نيز هر ارتباط با نيروي انساني و فعاليتهاي مربوط به اين زمينه است ، تعريف بسيار دقيق و مورد توافق همه جانبه اي از آن ارائه نشده است و در موقعيت ها و جوامع مختلف تعاريف و برداشت هاي متفاوتي از آن ارائه شده است .
به طور كلي آموزشهايي كه در سازمانهاي مختلف ارائه مي شود را ميتوان در دو طبقه كلي قرارداد :
الف – آموزش قبل از خدمت [3] ب – آموزش ضمن خدمت
الف – آموزش قبل از خدمت :
آموزش قبل از خدمت عبارت از آن نوع آموزشي است كه قبل از ورود و يا استخدام فرد در سازمان به وي ارائه مي شود . هدف اصلي اين نوع آموزش افزايش و يا ايجاد توانمنديها و شايستگيهاي لازم در پرسنل مي باشد تا از اين رهگذر، افراد را براي تصدي مشاغل ويژه آماده نمايد . اين نوع آموزشها عمدتاً بر اساس مسائل و مشكلات سازماني طراحي و اجرا نمي شوند ، بلكه مقصود اصلي از ارائه آنها تربيت نيروي انساني مورد نياز مشاغل مختلف سازمان است .
(فتحي و اجارگاه ، 1385 : 4 )
1- آموزشگاه كوتاه مدت
آموزش كوتاه مدت براي آماده سازي افراد جهت تصدي مشاغل خاص ارائه مي شود . در غالب موارد اين آموزشها به افرادي ارائه ميشود كه براي مشاغل خاصي انتخاب و برگزيده شده اند و مي بايد در ظرف مدت كوتاهي ( از چند هفته تا چند ماه) تخصص و مهارت لازم را بدست آورند و پس از طي موفقيت آميز دوره ، در شغل مورد نظر مشغول شوند . ( فتحي ، 1376 :12 )
2- آموزش هاي بلند مدت :
آموزشهاي بلند مدت نيز همانند آموزشهاي كوتاه مدت بمنظور آماده سازي افراد جهت تصدي مشاغل خاصي صورت مي پذيرد . با اين تفاوت كه مدت آموزش طولاني تر بوده و محتواي آموزش مشتمل بر مهارتها و معلومات علمي وعملي است . اين نوع آموزشها عموماً توسط مراكز آموزش عالي ، موسسات حرفه اي و دانشگاهها ارائه مي شوند .
بنابراين اعم از اينكه اين آموزشها كوتاه مدت و يا بلند مدت باشند ، آموزش قبل از خدمت به آن نوع آموزشي اطلاق ميشوند كه قبل از ورود فرد به موسسه و يا استخدام به او ارائه گردد و در بسياري از موارد شرط استخدام فرد طي موفقيت آميز اين دوره هاست . ( فتحي ، 1376 : 13-12 )
ب –آموزش ضمن خدمت
اگر چه در بيشتر موارد ، افراد در هنگام ورود به سازمان ، آموزشهاي رسمي
و نظامداري را از طريق دانشگاهها و يا موسسات آموزشي عمومي پشت سر
گذاشته اند . ولي به علت كلي بودن اين نوع آموزشها و نيز ماهيت مشاغل كه نوعاً تخصص و خبرگي ويژه اي را مي طلبد ، در هنگام اشتغال ، افراد نيازمند گذران آموزشهاي خاص مي باشند .
به عبارت ديگر ، همگام با استخدام فرد در سازمان ، ماهيت مشاغل ، وظايفي كه فرد بايد در شغل مورد تصدي انجام دهد ، ابزارها و وسايل ضروري براي انجام كار ، روشهاي انجام امور و ... مستلزم آن است كه افراد درباره نحوه انجام وظايف محوله آموزشهاي ويژه اي را دريافت نمايند . ( فتحي ، 1376 : 13 )
آموزش ضمن خدمت به افرادي ارائه مي گردد كه در استخدام دولت يا سازمان ها در آمده باشند . به عبارت ديگر شرط اساسي برخورداري از اين نوع آموزش آن است كه فرد رسماً در استخدام سازمان باشد . مقصود اصلي آموزش ضمن خدمت ، پر كردن خلاء مربوط به اطلاعات شغلي كاركنان و افزايش اطلاعات ، معلومات ، تخصص ها و بهبود روابط اداري كاركنان مي باشد .
(فتحي ، 1373 : - 13-11)
تعاريف آموزش ضمن خدمت :
آموزش ضمن خدمت عبارتست از بهبود مستمر نيروي انساني در سازمان از لحاظ مهارتي ، فني و دانش كار ، از طريق برنامه ريزي آموزشي و درسي مستمر و منظم كه منتج به رفاه فرد و سازمان مي گردد . ( سليمانپور ، 1381 : 34 )
آموزش ضمن خدمت از لحاظ سازماني به آن نوع آموزش اطلاق مي شود كه عموماً پس از استخدام فرد در سازمان صورت مي پذيرد . ( فتحي ، 1376 ، :13)
جان اف مي در تعريف آموزش ضمن خدمت ( به نقل فتحي و اجارگاه ، 1376 : 13) مي گويد : آموزش ضمن خدمت عبارتست از بهبود نظامدار و مداوم مستخدمين از نظر دانش ، مهارتها و رفتارهايي كه به رفاه آنان و سازمان محل خدمتشان كمك نمايد .
هدف از آموزش ضمن خدمت ، ايجاد توانايي بيشتر توليد ، افزايش كارآيي در شغل فعلي و كسب شرايط بهتر براي احراز مقامات بالاتر است . (ابطحي، 1375)
گولداستاين . ( به نقل فتحي واجارگاه ،1385: 6) ، آموزش ضمن خدمت را فرآيند اكتساب نظامدار مهارتها ، قوانين ، مفاهيم يا نگرش هايي را مي داند كه منجر به بهبود عملكرد افراد در محيط كار مي شود .
پي يروگاتر آموزش ضمن خدمت را نوعي كوشش نظام دار مي داند كه هدف اصلي آن هماهنگ و همسو كردن آرزوها ، علايق و نيازهاي آلي افراد يا نيازها و اهداف سازمان در قالب كارهايي است كه از افراد انتظار مي رود . ( هس [4]، 1989)
اهداف آموزش ضمن خدمت
براي آموزش هاي ضمن خدمت اهداف اوليه اي به شرح زير را مي توان ذكر نمود كه البته جهت گيریهاي كلي آن را نشان مي دهد و بالطبع اهداف ويژه اي اين گونه آموزش ها را در سازمان هاي مختلف متفاوت خواهد بود .
1- افزايش توانايي حرفه اي و پرورش توانائي هاي بالقوه براي وظايف و كارهاي روزمره .
2- آماده كردن كاركنان براي تصدي وظايف ومسئوليت هاي جديد
3- ارتقاء سطح دانش و آگاهي هاي كاركنان اداري و آموزشي
4- ارتقاء سطح مهارتهاي شغلي كاركنان اداري و آموزشي
5- ايجاد رفتار مطلوب و متناسب با ارزش هاي پايدار جامعه در كاركنان
6- افزايش رضايت شغلي و بهبود روحيه كاركنان
7- افزايش قابليت انعطاف در كارمند نسبت به اعمال روش هاي جديد و نو و استفاده از وسايل و تجهيزات مدرن و نيز تغييرات سازماني
8- ايجاد روحيه همكاري بين كاركنان در جهت تحقق اهداف سازماني
9- ايجاد زمينه هاي استفاده از حداكثر منابع موجود انساني به منظور دست يابي به اهداف و سياست هاي سازمان
10- به هنگام سازي آموزش نيروي انساني شاغل در آموزش و پروش در جهت ارتقاء سطح اطلاعاتشان و نيز ايجاد زمينه هاي رشد ، خلاقيت و نوآوري
(فتحي و اجارگاه ، 1373 : 36 )
( كتاب آشنايي با آموزش ضمن خدمت كاركنان )
سليمانپور معتقد است ، در دنياي امروز ، انسانها صرفاً به ظاهر استخدام شدن و به دست آوردن لقمه اي نان برانگيخته و خشنود نمي شوند . آنها با كسب اطلاعات و آگاهي لازم ، دانش ، مهارت ، تسلط بر كار ، احساس مفيد بودن ، مسئوليت پذيري و مشاركت در امور ، قرار گرفتن در مسير شكوفايي ، استعدادها ، پيمودن راه رشد و كمال و احساس شخصيت و احترام ، برانگيخته و خشنود مي شوند كه اكثر آنها از طريق آموزش ضمن خدمت ميسر مي گردد . ( سليمانپور ، 1381 : 40)
برخي از نويسندگان هدفهاي برنامه آموزش ضمن خدمت را به 6 دسته تقسيم
كرده اند :
1- آموزش به منظور آشنايي با سياستها و رويه هاي سازمانها
2- آموزش به منظور اصلاح مهارتهاي ويژه
3- آموزش به منظور اصلاح روابط انساني
4- آموزش براي اصلاح روشهاي مديريتي و نظارتي
5- آموزش به منظور كارآموزي . (سليمانپور ، همان: 42 )
اهداف آموزش ضمن خدمت كاركنان از نظر دكتر فتحي و اجارگاه
آموزش ضمن خدمت كاركنان به منظور بهبود اطلاعات ، مهارتها و نگرشهاي كاركنان صورت مي پذيرد . از لحاظ مفهومي اين غايت اصلي بسيار گسترده است ، اما آنچه عملاً بر سازمانهاي مختلف دنبال مي شود ، ممكن است بسيار محدودتر و متمركز بر دانش تخصصي كاركنان باشد . به همين دليل بين آموزش ضمن خدمت ايده آل و آنچه در صحنه عمل جريان دارد تفاوت زيادي وجود دارد . با اين همه مهمترين مواردي كه به منزله مقاصد نسبتاً مشترك سازمانها و نظامهاي مختلف در خصوص آموزش ضمن خدمت قابل ذكر است ، به شرح زير است :
- هماهنگ و همسو نمودن كاركنان يا سازمان
- افزايش رضايت شغلي و بهبود روحيه كاركنان
- كاهش حوادث و ضايعات كاري
- بهنگام سازي دانش وتوانش نيروي انساني در سازمان
- كمك به تغيير و تحولات سازماني
- انطباق با شرايط و اوضاع و احوال اجتماعي
- تقويت روحيه همدلي و همكاري در بين كاركنان سازمان
(فتحي و اجارگاه ، 1385 :45-40 )
اهداف آموزش ضمن خدمت
1- هماهنگي با تغييرات و پيشرفتهاي علم و فن آورانه در جهان
2- هماهنگي با تحولات اقتصادي ، اجتماعي ، فرهنگي و سياسي جامعه
3- هماهنگي با نيازهاي جديد جامعه و ارباب رجوع
4- مهارت ادراكي ، روابط انساني وفني
5- كسب نگرش درست و آمادگي براي ايجاد تغيير در سازمان مثل گسترش يا توسعه بخش يا كل سازمان
6- توسعه شناخت ، نگرش و ديد كلي افراد نسبت به سازمان
7- تأمين نيروي انساني جديد به منظور جايگزين كردن افراد جديد به جاي افراد خارج شده از خدمت
8- هماهنگي با زير سيستم ها و فراسيستم هاي سازمان
9- فراهم آوردن زمينه هاي ارتقاء و ترفيعات و چرخش شغلي نيروي انساني
10- بروز استعدادها و توان بالقوه نيروي انساني
11- رشد كمي و كيفي توليد
12- اثر بخشي و كارا ساختن نيروي انساني با افزايش انگيزه ، رضايت شغلي و بهره وري كاركنان .
13- بهره گيري مناسب از امكانات ، پرهيز از ضايعات و تقليل ميزان غيبت و ترك خدمت كاركنان
14- رشد شخصيت ، ارزش ها و اخلاقيات نيروي انساني براي رسيدن به نظام ارزشي مطلوب
15- كمك به مديريت و برنامه ريزي سازمان و ايجاد هماهنگي بين همه نيروها
16- حل مشكلات خاص سازمان (ميركمالي 1377 :160 – 150)
منابع:
(فتحي و اجارگاه ، كورش ، (1385) ، برنامه ريزي آموزشي ضمن خدمت كاركنان ، تهران ، سمت )
(سليمانپور ، جواد (1381) ، برنامه ريزي درسي و آموزش ضمن خدمت سازمانها ، تهران، انتشارات احسن. )
فتحي واجارگاه ، كورش (1373) آشنايي با آموزش ضمن خدمت كاركنان .تهران ، انتشارات وزارت فرهنگ وارشاد )
(فتحي و اجارگاه ، كورش (1376) درآمدي بر برنامه ريزي آموزش ضمن خدمت كاركنان ، (تهران ) ، انتشارات سرآمد كاوش )
(ابطحي ، حسين ، 1375 ، آموزش و بهسازي منابع انساني ، تهران ، مؤسسه مطالعات و برنامه ريزي آموزشي سازمان گسترش و نوسازي صنايع ايران )
(ميركمالي ، محمد ،( 1377) ، آموزش ضمن خدمت اساسي ترين عامل بهسازي سازمان فصلنامه مديريت در آموزش و پروش ،
با سلام و عرض خیر مقدم به بازدیدکنندگان گرامی