آن کس که بداند و بداند که بداند اسب شرف از گنبد گردون بجهاند
آن کس که بداند و نداند که بداند بیدار کنیدش که بسی خفته نماند
آن کس که نداند و بداند که نداند لنگان خرک خویش به منزل برساند
آن کس که نداند و نداند که نداند در جهل مرکب ابدالدهر بماند
شاعر: ابن یمین
اما در دنیای امروز و در اطراف ما در بیشتر اوقات وضع جور دیگری است (يعني نسخه جديد اين شعر اينجوريا ميشه تقريبا )( تذكر :هيچ كدوم از شعرا مال خودم نيست ها .)
آنکس که بداند و بداند که بداند باید برود غاز به کنجی بچراند
آنکس که بداند و نداند که بداند بهتر برود خویش به گوری بتپاند
آنکس که نداند و بداند که نداند با پارتی و پول خر خویش براند
. با سلام
راستشو بخواهيد اين مطلب رو در جواب اون دوست يزرگواري مي نويسم كه در پست قبلي با عنوان معرق نظر داده. نه بزرگوار اينجوريا كه فكر مي كنيد نيست اميدوارم در مراحل كاري و زندگي خودت با آدماي بزرگ و بزرگواري روبرو بشي و با اونا سروكار داشته باشي تا اون موقع بفهمي اين دنيا خيلي پست و كوچيكه اما آدماي بزرگ و با شعور و با سواد و معرفتي توش هستند . اون موقع مثل من ايمان مياري كه (آن ذره كه در حساب نايد مائيم. )
اين روزا دنيا واسه من ازخونمون كوچيك تره كاش ميتونستم بخونم قد هزارتا پنجره


با سلام و عرض خیر مقدم به بازدیدکنندگان گرامی